سلام
سال نو مبارک.امیدوارم هر روزتان بهار باشد و همیشه سرزنده باشید.
عیدی من به شما غزلی است که تقدیمتان می گردد.
دوستتان دارم...یا علی
نشسته بود و غزل مي چكيد از موهاش
هلال ماه نمايان شده به ابروهاش
تمام خلوت شب را به يك تكان مي ريخت
به رقص آمده بود از جنون النگوهاش
صداي پَر زدن « وان يكاد » بالا رفت
هُبوط كرد خدا در ميان بازوهاش
دو چشم داشت ، دو درياچه بلا تكليف
ميان شيطنت موج و خلسه قوهاش
به سبز دامنش آغشته بود صد جنگل
هزار وسوسه در پَرْ... پَر ِ پرستوهاش
به رقص آبي پيراهنش يكي قايق
كه مردهاي قوی مي زدند پاروهاش
به هَُرم ِ صورت مادربزرگ جان ميداد
ميان عكس قديمي شرابي موهاش
عجيب بود كه از خاطرتمان پر زد
عجيب بود كه مانديم ،عجيب،
آهو مُرد ...
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 11:54 توسط محمدمهدی نقی پور
|