تبليغاتX
روح ربا
  •  دیگر حرفش را نزن... 
    هنوز داغ است و کارد نخورده...به زودی مثل دلم برش می خورد:

    من از شكستن فرياد باد مي‌ترسم

     

    از انكثار تو در گردباد مي‌ترسم

     

    اگر كه شك كند اين عشق، تا خدايي هست

     

    از اينكه پر بزند اعتماد مي‌ترسم

     

    من آن نشسته به بالاي ابرها هستم

     

    كه از بهشت وجهنم ،معاد مي‌ترسم

     

    از اينكه آمده‌اي با دو چشم خون- گريه

     

    از اضطراب تو در متن داد مي‌ترسم     

      

    قسم به موي تو بانو دلم  هوايي نيست

     

    ازاينكه دق كند اين بغض شاد مي‌ترسم

     

    نفير شعر، هزاران هزار سال اينجاست

     

    من از كرشمه آهوي ماد مي‌ترسم

     

    اگرچه بيت زميني و واژه انسانيست

     

    از اينكه شعر كلام خداست مي‌ترسم

     

     

    + نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:1  توسط محمدمهدی نقی پور   | 
    © ROOH ROBA    &    Template By GREEN APPLE