شهادت بانوي دو عالم، بانوي گل و آب و روشني، حضرت فاطمة زهرا (س) بر عاشقان حضرتش تسليت باد.خداوند قاتلش را لعنت نمايد...
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:8 توسط محمدمهدی نقی پور
هیچوقت زیر علم کسی سینه نزدم...خودم بودم و اعتقاد قلبی خودم...خواه خوب و خواه بد...حرف های دیگران را آنجا که کارساز بود پذیرفتم اما بعضی چیزها در رگ و ریشه آدم است...مثل پرسپولیسی بودن...هیچوقت نتوانسم وقتی که حتی بدترین رده های جدول متعلق به تیم پایتخت بود مثل بعضی ها بگویم : "آقا ما از امروز استقلالی هستیم" یا"من طرفدار تیمی هستم که خوب بازی کند"...این محافظه کاری ها هیچوقت به مذاقم خوش نیامد و نیامده و نخواهد آمد...به دلم نمیچسبد...در عشقم...ازدواجم و تفکر سیاسیم هم هیچوقت نخواستم و شاید نتوانستم - به علت عمق اعتقادم- تغییری بدهم چرا که از هر نظری بهترین بود و ذهنم گواهی می داد...
پرسپولیسی بودن در خونم بود و انگار هیچ چیز به دلم نمی چسبید جز اين رنگ قرمزقشنگ...خواستم بارها مثل بعضي از دوستانم فوتبال نبينم و كتاب بخوانم...موسيقي كلاسيك گوش كنم...به چپها و نقش استعماري در فوتبال فكر كنم...اما هر آدمي يك جور است و من طالب هيجانم...آنقدر كه زبانم لال شود و تنم بلرزد و صدايم براي فرياد پيروزي بگيرد...با اين قند لعنتي كه بالا و پايين ميشود و حتي به سياهي چشمها ميرسد در اين هيجانات هم حال ميكنم...
سال ها بود که این قدمت ورزشی ایران در حاشیه های مختلف گم بود و همیشه منتظر بگیر نگیر نتایج و عنوان ها و مدیریت ها بودیم...نگاه می کردیم به تفکرات با تعصب اما قدیمی سلطان...به مربیانی که آمدند و پول ها را در زمان مدیریت آقایان بردند و بدهی ها را گذاشتند و استرس ها را برای هواداران...به مدیرانی که بیش از هر چیز به عنوان ها نازیدند و از قدیم پرسپولیسی بودنشان...خودمان هم خنده مان گرفته بود از ۱۲ میلیارد بدهی...از فوتبال خصوصی...از سهام پرسپولیس...از وعده های قهرمانی تکراری...تا این فصل...
خوش استقبالی فرودگاه از مربی ای که گفتند دستیار مربیان بزرگی بوده...جزء اولین آنالیزورهای حرفه ای دنیا بوده...اما خیلی حرف های دیگر زدند...آمد...با همان صداقت غربی...با همان احساس مسئولیت غربی و با همان چهره شرقی و معصومیت نگاه ایرانی...شوکه از استقبال و قول قهرمانی دادن با ۷۵ امتیاز...گفتند "بی تجربه است"..."جوگیر شده است"..."با شرایط فوتبال ایران نا آشناست"...اما این مرد خوش تیپ...افشین قطبی را می گویم...خوب میدانست که پاسخ کائنات به تفکر مثبت چگونه است...بی شک افشین قطبی باعث ترکیدن بغض هزاران هوادار در لحظه قهرمانی است و برای این کار پیش خدا اجر دارد...برای نگاه مثبت به زندگی و ترکاندن بالن امید و موفقیت در فضایی که سال هاست فوتبالش هیجان و امید و مثبت اندیشی را فراموش کرده...او پیش خدا اجر دارد چرا که به مردم یاد داد می شود نگاه را عوض کرد و صداقت قشنگ ترین چیزی است که در دل های مردم نقش می بندد...او به همه یاد داد که در قبول مسئولیت همه چیز را به گردن بگیرد و هیچوقت با ناامیدی در مورد تیمش حرف نزند...پتانسیل انرژی مثبت خوابیده در بازیکنان را با جان دادن به کریم آغاز کرد و با همان متانت یاغی ها را کنار زد...او نشان داد کار تیمی با یک نفر به هم نمی ریزد و زمانی که همه منتظر بودند که با کنار گذاشتن اخراجی ها زمین بخورد اوج گرفت و اوج گرفت تا دیروز که به آسمان رسید...این همان فوتبال بین المللی بود که قطبی وعده اش را داده بود...بی هیچ کم و کاستی...فوتبالی که علاوه بر جذابیت های داخلی هر بیننده خارجی را هم میخکوب تلاش و امید تا لحظه آخر می کرد...
این نوشتار و قلب من و هزاران هوادار این خاطره و این پیروزی را تا زمانی که زنده ایم فراموش نمی کند...چه قطبی بماند و چه برود....چه به کاشانی با توان مدیریتی و قلبی که برای پرسپولیس به سی سی یو سپرد اعتماد کنیم و به مدیریتش بها دهیم و چه با سیاسی بازی ها کنارش بگذاریم ...
آقای قطبی...و حبیب کاشانی این جمله برای شماست: از دل نرود هرآنکه از دیده برفت...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:53 توسط محمدمهدی نقی پور
یکسال گذشت...
...ماشین ها که اتوبان ها را با بوق و گل و لبخند ماشین های کناری طی کردند همه ریختند در خانه کوچک ما ...همه ایستادند...نگاه ها پر از خنده و گریه بود...همه که رفتند و خستگی و شادی قرین هم شد روی تخت دراز کشیدیم...در آغوش هم خوابیدیم...آرامش آغوشت تا حالا قرین تمامی لحظه های من است.آرامشی که به تمام دنیا نمی دهمش...آرامشی که هیچ کجا نداشتمش...مرا که صدا می کنی فرشته ها از آسمان طنین نام مرا با زبان تو تکرار می کنند و تمام تنم می لرزد از اینکه مال توام...چقدر لذت بخش است...مال تو بودن...مال خودم بودن...تو مال منی...ما مال همیم...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:47 توسط محمدمهدی نقی پور