آقایون و خانوما سلام...
خدمتتان عرض کنم از نظرات مثبت و منفی که در مورد قالب بنده حقیر به صورت خصوصي و عمومي دادید ممنونم...به هر حال شما وقتی با کسی برخورد می کنید،ظاهر خدادادش را بايد تحمل كنيد...و بعد باطنش شما را جذب و ظاهر را عادي ميكند...همين است كه قديميها در مورد خوشگلي دختري كه ميخواهيد با او ازدواج كنيد ميگويند: "اخلاق و رفتارش را ببين، قيافيهاش بعد از دو ماه مثل خواهرت ميشود" و اين يعني اينكه قيافه عادي ميشود...مطلب ديگر اينكه خوب اگر دختري وارد مكاني پر از پسر شود مسلما همه از او خوششان نميآيد و اين همان دليلي است كه خيلي از زنهايي كه ديگران با عشق دوستشان دارند از طرف مرد ديگر زيبا نيست و حاضر نيست ساعتي با او زندگي كند و اين همان معني تنوع و سليقه و متغير بودن انتخاب انسان به صورت خداداد است...پس:
"هركس كه از قالب ما خوشش آمده حتما نوشتهها هم تاثير گذاری بیشتری خواهد داشت و حالش را ميبرد و هركس هم كه نه...باطن قالبُ ظاهر را برايش عادي خواهد كرد"...از قالب بگذريم...
*****


روزنوشت 1: گلشيفته فراهاني
عرض شود كه اين خانم بزرگوار كه همشهري ما هم به حساب ميآيد- از جانب پدري- الحق و الانصاف خوب بازي ميكند...خوب كه هيچ...از بازيگران زن سينماي ايران سر است - البته از باران كوثري نبايد گذشت - ولي چيزهايي در بازي گلشيفته هست كه او را متمايز ميكند...(البته جاي خواهري ميگويم و فقط هدف نگاه به بازي گلشيفته فراهاني است):
1- چهره: ميميك جذاب گلشيفته در كنار معصوميت و بغض و شادي ذاتي او و همچنين قيافه شرقيش چهره خاصي از او ساخته كه به هر حال طرفداران زيادي دارد...
2- سبك بازي: اگر نگوييم سبك بازي او منحصر به فرد است- البته در بازيگران دنيا- ميتوانيم از او به عنوان يك بازيگر با احساس و با توان نمايشي و عصبي-كلامي بالا ياد كرد.
3-نوع نقشها:گلشيفته فراهاني تنوع طلب نيست اما توان بازي در هر نوع نقشي را دارد كه اين خود از ويژگيهاي بازيگران خوب است...
حالا چرا از گلشيفته فراهاني سخن به ميان آمد...علت دارد:
عرض شود كه جناب آقاي "ريدلي اسكات" كارگردان معروف سينماي دنيا كه حتما علاقهمندان به سينما فيلمهاي مطرح او مثل "ملكوت آسمان" (با نگاه ويژه و بي غرض به صلاح الدين ايوبي و مسلمانان در جنگهاي صليبي كه براي من به شخصه بسيار جذاب بود)، "گلادياتور" و "هانيبال" را به ياد دارند؛ از قرار معلوم به بازي گلشيفته علاقهمند ميشود و پس از مذاكرات، گلشيفته با سكوت كامل خبري در فيلم "بدنه دروغها"(Body of lies) بازي ميكند.داستان فيلم درباره يكي از ماموران "سيا"ست كه به دنبال يكي از سران القاعده به اردن ميرود و... .
فيلم بر اساس كتابي از "دیوید ایگناتیوس " است كه تا به بازار آمده؛ كمپاني "برادران وارنر " حقوق استفاده از اثر را خريده...جالب است كه تيزبيني اين كمپاني و ساير كمپانيهاي سينمايي ميتواند الگو باشد ...چرا كه آثار متمايز را در نطفه تشخيص داده و با تيم كارشناسي خود ارزيابي و سپس براي استفادههاي آينده ميخرند.كتاب انتقادي است و به سياستهاي مداخله جويانه آمريكا اشاره دارد.
گلشيفته فراهاني بر اساس گزارشها نقش "عايشه" را بازي ميكند كه در كتاب "آليس" است.نويسنده فيلمنامه هم "ویلیام موناهان " معروف است. كساني كه "مرده" اسكورسيزي را ديدهاند او را ميشناسند.
چرا اين بازي قابل توجه است:
1) اولا اينكه در تاريخ سينماي ايران، بازيگراني كه مرزهاي سينمايي را طي كرده و در خارج از كشور بازي كردهاند اندك است...ميتوان از بازي خيلي كوچك ستاره بزرگ سينماي ايران - بي شك و شبهه- "بهروز وثوق " نام برد كه در يك فيلم آمريكايي نقش خيلي كوتاهي داشت و بازي "همايون ارشادي" در "بادبادك" باز بر اساس رمان معروف "خالد حسيني" و حالا گلشيفته هم در اين ميان سري در سرها پيدا كرده...
2)بازيگران مقابل گلشيفته:هرچند ممكن است نقش او اندك باشد؛ اما كساني روبروي او بازي ميكنند كه بودنشان فتح قلمرو گيشههاي هر فيلمي را تضمين ميكند: "لئوناردو دي كاپريو" (با بازيهاي ماندگار در "تايتانيك" ،"دارو دسته نيويوركي"، "چه چیز گیلبرت را می خورد ؟ " ،"رومئو و ژولیت" و"شهرت") و "راسل كرو" كه بسيار بازيگر خوبي است و من دوستش دارم و شايد براي مخاطبان ايراني، فيلمهاي "گلادياتور" و "ذهن زيبا" ي او آشنا باشد.بودن "فراهاني" در كنار آنها و در فيلم "اسكات" به عنوان معشوقه نقش اصلي فيلم،باعث بيشتر ديده شدن او ميشود و من معتقدم اگر كمي جاهطلب باشد حتما ميتواند پيشرفت كند و در فيلمهاي بزرگتري و با نقشهاي گستردهتري ظاهر شود.
3)حتما براي عوامل فيلم، حضور گلشيفته مهم بوده كه حاضر شدهاند نقش او را به خاطر موانع حقوقي و اخلاقي حضور او در اين فيلم تغيير داده و همه عوامل را براي حضور او محيا كنند و اين خود قابل توجه است.حتي بر طبق شنيدهها، در صحنههاي بي حجاب، او كلاه گيس بر سر دارد و انگار هماهنگيهاي لازم به عمل آمده...
4)دور از جان خانم فراهاني، او الان نقش يك نمونه آزمايشگاهي را دارد...به هر حال به قول بزرگي صبح كه سوار ماشين ميشوي و پيچ راديو را تنظيم ميكني ميگويد: "اينجا ايران است...صداي..." و بايد خودت را با ايران تنظيم كني و اينجا ايران است و بازتابهاي بازي يك بازيگر زن ايراني در فيلم هاليوودي كمپاني "برادران وارنر" كه كمپاني يهودي و سازنده "300" است و اينكه در صحنههايي از فيلم _حتي با كلاه گيس- گلشيفته بي حجاب است و خيلي چيزهاي ديگر باعث شده او در مركز توجهات باشد تا چه پيش خواهد آمد...اولين واكنشها ممنوع الخروج شدن اوست كه به روايت معتبري با درصد بالا، او بعد از بازگشت به ايران، زماني كه ميخواسته براي بستن قرارداد در فيلم ديگري به خارج از كشور برود متوجه ممنوع الخروج شدن خود شده.شايد گلشيفته قرباني و ممنوع التصوير شود و شايد هيچ اتفاقي نيفتد و به اذن الهي اجازه دهيم پس از هدر رفتن استعدادهاي زيادي در زمينههاي مختلف، يك ايراني كه نام مقدس ايران را يدك ميكشد پيشرفت كند و به جايي برسد كه لياقتش را دارد...با اميد آن روز..." اينجا ايران است...صداي..."
روزنوشت2:
هورا...بعد از 44 سال تا اين لحظه هنوز هيچ فيناليستي نداشتهايم...دمت گرم فيروز كريمي...در مثلث شيشهاي زماني كه نظرت را درباره "علي آبادي" پرسيدند گفتي: "علي آبادي، مديري موفق و توانا و هوشمند در شهرداري است"...من حتي اين قسمتش را هم نميدانم كه در شهرداري توانا بوده يا نه...ولي دولت نهميها الحق و الانصاف هيچ كاري براي ورزش مملكت كه نكردند هيچ...از آن چيزي كه بوديم هم افتاديم...دم همه شما گرم...درست ميشود...صد سال اولش سخت است.باز هم به مراد محمدي كه يك "برنز" گرفت...خدايا خودت ختم به خير كن...همه چيز را...
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 11:40 توسط محمدمهدی نقی پور
|
سلام...نظرتون رو درباره قالب جدید و سبک جدید وبلاگ "روح ربا" بگید...منتظرم...یا علی ...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 10:59 توسط محمدمهدی نقی پور
|
سلام
عید میلاد رکن عالم امکان،حضرت ولي عصر (عج) مبارك باد. پينوشت
-------------------------------------------------------------
باز هم تقدیم به بانوی عاشقانه ها:
چشمها: مجمع الجزاير عشق...دستهايت بلوغ زيبايي
گونههايت جزيرههايي بكر...در عبور از نگاه دريايي
روسري... آسمان و خورشيد است، گردي صورتت به قامت روز
روح بخشيده است خنده تو، بر تن اين بهار رويايي
منتظر ماندهاند شببوها...تا به ناز تو شعلهور بشوند
گوشهاي از كرشمههاي شماست، راز سرسبزي و شكوفايي
بي بديل است عاشقانهي تو، در غزلهاي عاشقانه من
گرچه معنا نميشود گاهي، بي تو حجم وسيع تنهايي
لحظههایت غريق ابريشم، بي تو من غرق گريه و بغضم
با كدامين بهانه يكريز، مثل باران به شعر ميآيي؟
چشمها خسته از تلاطمها، سالها بيقرار آن روزند
روز پرواز امن من با تو...در تمناي سبز شيدايي...
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 10:47 توسط محمدمهدی نقی پور
|