+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 17:42 توسط محمدمهدی نقی پور
|
پس نوشت:
"ضمايم هفتگي وبلاگ به روز شد: ۲۰/۷/۸۷
--------------------
سلام...
عید بر همه شما فرخنده و گرامی...عزیزی گفت سال خوبی داشته باشید...اول خندیدم...پیش خودم گفتم عید نوروز که نیست ...اما کمی که فکر کردم...شما هم فکر کنید.
فكر كنم يكي دو ماهي بشه غزل ننوشتم...اما حالا با يك غزل در خدمتم...اميدوارم بپسنديد و همانطور كه ميدانيد من هيچگاه از نقد شما دلگير نميشوم...يا علي ...منتظر الطاف كريمانهتان هستم...
باز هم تقديم به تو...كه تمام وجود مني...بي كم و بيش :
بي تو هر لحظه تداعيها شبيه ماتماند
اشكها، لبخندها، در فكر انکار هماند
گرچه راضي نيستم از بيتهاي زندگي
واژههايم با توتونهاي معطر همدماند
اين همه "موي سفيد" و " بهت سرد آينه"
سمفونيهاي زمان در خاطرات مبهماند
عابران خستهي ديروزهاي زندگي
تكسواران غریب بغض های نمنم اند
"چشمهاي خيس" تعبير هزاران سالهايست
ابر و باران قرنها در فكر تكرار غماند
بيخبر ميرويد از آواي "زير" سازها
"اوج"هايي كه به تعبير غزلخوانان بماند
باز هم در فكر تكرارند ساعتسازها
اين همه ساعت براي ثبت اين عصيان كماند؟
كولهبار اين غزل هم بيش از اين طاقت نداشت
زندگيهامان چقدر از دور مانند هماند...
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 13:19 توسط محمدمهدی نقی پور
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:12 توسط محمدمهدی نقی پور
|