خواستم بنویسم دومین سالگردمان مبارک که همسر گرام با دو متن شکیل آنقدر مرا تحت تاثیر قرار داد که قلم در دستانم خشکید...یکیشان را می نویسم...زبان حال من هم هست.عوض کردن ضمیرهایش با شما...به نقل از
سه نقطه .عزیزم دوستت دارم:
هیچ یادتان هست آقا؟
میخواستم یک روز بانویتان بشوم...
میخواستیم عصرانه هایمان را
با کمی درویش مسلکی عجین کنیم
میخواستیم ردای سادگی بپوشیم و هفت شهر عشق را
پیاده ی پیاده پا بزنیم؟!
یادتان هست اصلا؟
که روزگاری موهایم را لای قلمم می پیچیدم
و به شما کجکی می خندیدم
و خدا شعر را به بطن کوچکم
هدیه میکرد
و طبیعی ترین واژه های عشق را
برایتان به دنیا می آوردم؟
شما را به خدا یادتان هست
تخت کوچک حیاط خانه بابا و مامان
که من و شما می نشستیم رویش
و فقط می خندیدیم و
گاهی چقدر غصه هایمان گریه می کردند؟
ای آقا...
توی این فردای آن روز بزرگ
چه حرفها می زنم من ها؟!!
اما خب دهانم را که نمی توانم ببندم
می شود؟
آقا بانویتان شدم بی هیچ ردخور
با یک دنیا دلهره و آشوب
آقا ، آقایم شدید بی هیچ شکی
با یک آسمان التهاب ...
آقا ، بانویتان می مانم
به همان اسم مقدستان قسم
که حضرت نفسهای من هستید
بانوی خانه تان هستم همیشه
تا زمانی که اجازه دهید
بانوی قلبتان هم
بمانم...
.......................................
دومین نمره بیستمان مبارک!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:46 توسط محمدمهدی نقی پور
|
تقدیم به بانوی عاشقانه هایم "
نغمه" ... :
البته كه لبهاي تو تحريك كننده است
عطر تن تو" تند" و "دلآرام" و "خزنده" است
البته كه درياي دو چشمان صبورت
همبستر دلتاي غزلهاي پرنده است
البته كه فيروزه انگشتر شعرت
البته كه رگهاي تنت خيرهكننده است
بيقيد ميآيند به سرچشمه اكرام
گلها، كه دلت منشا روياي وزنده است
سرشار نفس-هاي پر از عطر بهاري...-
لبريز هوس-هاي پر از بغض تپنده- است
موسيقي نجواي تو اي قند مكرر
تسكين من خسته در خود شكننده است
آرام برو ، شهر در آشوب ميافتد
هر غمزه تو طُعمه صد گرگ درنده است
تا مست شود كل جهان تا به قيامت
از كل وجود تو به يك خنده بسنده است
*موسیقی متن وبلاگ: استاداحمد عبادی ،آلبوم تکنوازي سهتار، ماهور
*ضمایم هفتگی وبلاگ به روز شد
+
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 21:27 توسط محمدمهدی نقی پور
|